شمارهٔ ۷۹ - راه عاشقی ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تا به گرد رخ تو سر زد خط
راست گویم فتاده ام به غلط
که خط است این به گرد عارض تو
یا به مه ریخته ز مشک نقط
از فراق تو روز و شب باشد
اشک جاری ز دیده ام چون شط
غم به گردم چو حلقهٔ پرگار
من چو مرکز فتاده ام به وسط
می کشم ناله از جگر شب و روز
از فراق رخ تو چون بربط
من به بحر محبتت جانا!
می خورم غوطه روز و شب چون بط
با جمال تو عشق من واجب
وز رقیب تو اجتناب احوط
«ترکیا» هر کسی رهی دارد
راه من، راه عاشقی ست فقط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عمق عشق و غم ناشی از فراق معشوق است. شاعر به زیبایی رخ معشوق اشاره میکند و احساساتش را از جدایی او بیان میکند. او درگیر اشکها و غمهای خود است و خود را در مرکز دایرهای از غم میبیند. همچنین، عشق به معشوق را ضروری میداند و از دوری رقیب میفرستد. در نهایت، شاعر تاکید میکند که تنها راه او در زندگی، راه عشق است.