شمارهٔ ۱۰۶ - ارض کربلا ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ارض کربلا تو محل بلاستی!
موسوم از این سبب تو به کرب و بلا ستی
مدفون به تربت تو بود گوشوار عرش
برتر هزار بار، ز عرش علاستی
ای خاک از آنکه مدفن سبط پیمبری
هر درد را دوا و مرض را شفاستی
عنبر نی، تو بهتر ز عنبری
چون قتلگاه سبط رسول خداستی
ای ارض کربلا تو بهشتی ولی چرا؟
محنت فزا و، معدن حزن و بکاستی
شاهان کنند خاک تو را توتیای چشم
آری به چشم اهل نظر توتیاستی
شاه و گدا به سوی تو دارند التجا
ای خاک پاک، ملجا شاه و گداستی
« ترکی» نوشت نام تو چون ای زمین پاک!
غم بر غمش فزود، ز بس غم فزاستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عظمت و مقام زمین کربلا اشاره میکند و آن را محل بلا و مصیبت میداند. او بر اهمیت و ارزش بالای تربت کربلا تأکید کرده و میگوید که این زمین، مدفن سبط پیامبر (امام حسین) است و هر درد و بیماری را درمان میکند. شاعر به نعمتهای کربلا اشاره کرده و آن را بهشتی میداند که با وجود زیباییهایش، غم و اندوه زیادی را به همراه دارد. او همچنین تصریح میکند که همه، از شاهان تا گدایان، به سوی این زمین مقدس پناه میآورند و در واقع، کربلا ملجأ همهی افراد است. در نهایت، غم و اندوه موجود در این سرزمین را خاطرنشان میکند.