شمارهٔ ۱۰۷ - طایر بی آشیان ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
نام دشت نینوا، هر گه که آید بر زبانم
همچو نی آتش فتد در بند بند استخوانم
شد خزان، در کربلا چون گلشن آل پیمبر
بلبل آسا، روز و شب، در ناله و آه فغانم
هر زمان خواهم نویسم داستان کربلا را
خون شود جاری ز نوک خامهٔ عنبرفشانم
هر زمان آرم به یادم ، غربت و مظلومیَش را
جای اشک، از دیدهٔ غمدیده خون دل فشانم
آه از آن ساعت که گفتا شاه دین، با لشکر کفر
کی گروه از تشنگی در کام، خشکیده زبانم
گر به مهمانی مرا خواندید از شهر مدینه
پس چرا ممنوع کردید آخر از آب روانم
شرط مهمانی نه این است ای گروه بی حمیت
گز برای قطرهٔ آبی زنید آتش به جانم
شهر بطحا شد خراب، از ظلمتان ای اهل کوفه!
وینک از جور شما چون طایر بی آشیانم
من حسینم زینت آغوش ختم الانبیایم
مصطفی گلبوسه ها زد بر لب معجز بیانم
باب من باشد علی شیر خدا ساقی کوثر
مادرم خیرالنساء خود سرور آزادگانم
از جفا کشتید یکسر، نوجوانان رشیدم
دربدر کردید از کین، دختران و خواهرانم
مرگ عباس دلاور سرو قدم را کمان کرد
کرده پیرم داغ هجر اکبر رعنا جوانم
پس به سوی آسمان، رو کرد آن آیینهٔ حق
با خدای خویش گفت ای کردگار مهربانم!
من در این وادی دهم لب تشنه جان، از کف به راهت
تا که در محشر، به من بخشی گناه شیعیانم
رو به درگاهت نهاده «ترکی» از صدق و ارادت
گوید ای تنها امیدم! از در احسان مرانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر ابراز احساسات عمیق خود را نسبت به واقعه کربلا و مظلومیت امام حسین (ع) بیان میکند. او از درد و آلامی که به خاطر شهادت امام و یارانش احساس میکند، سخن میگوید و چگونگی این واقعه را همچون آتشی در وجودش حس میکند. شاعر با اشاره به غربت و تشنگی امام حسین و یارانش، از بیرحمی دشمنان و ظلمی که بر آنها رفته است، گلهمند است. همچنین، او به مقام والای امام حسین به عنوان زینت آغوش پیامبر (ص) و فرزند علی (ع) اشاره میکند و به یاد عزیزانش که در این واقعه شهید شدهاند، اشک میریزد. در نهایت، او از خداوند میخواهد تا در روز قیامت، گناهان شیعیان را ببخشد و به امید رحمت الهی، درخواست دلسوزی و کمک دارد.