شمارهٔ ۵۲ - داغ جهانسوز ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای حسین ای علم افراشته بر قلهٔ نور
ای که عشق تو فکنده به سر عالم شور
تو چه کردی که لب تشنه بریدند سرت
خورد کردند تن نازکت از سم ستور
تو شدی کشته لب تشنه و، از کشتن تو
شده غمناک جهانی و، گروهی مسرور
سر پرنور تو ای کشتهٔ بی جرم و گناه
گاه بر نیزه عیان، گاه نهان شد به تنور
یثرب از قتل تو گردید ز بنیاد خراب
شام ویران شده از کشتن تو شد معمور
نوجوانان تو را سر ببریدند به جبر
اهل بیت تو سوی شام کشیدند به زور
عابدت را بنهادند به گردن زنجیر
با وجودی که بدی پیکر پاکش رنجور
بر سر نعش به خون خفتهٔ تو زینب گفت
برد از دیدهٔ من داغ جهانسوز تو نور
آفتاب رخت از مشرق نی، شد چو عیان
تیره شد روز من زار، چو شام دیجور
ظلم هایی که به اولاد علی کرد یزید
«ترکیا» تا به صف حشر، نگردد مستور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مظلومیت و شهادت امام حسین (ع) در واقعه عاشورا است. شاعر با شعف و احساس شدید عشق به حسین، از ظلمهایی که به او و اهل بیتش روا داشته شده، سخن میگوید. او به بیگناهی حسین و از دست دادن او اشاره میکند و از تأثیرات عمیق و غمانگیز این کشتار بر جهان و شهرها مانند یثرب و شام یاد میکند. همچنین حالت زینب را در سوگ برادرش توصیف میکند و از ظلمهایی که یزید به اولاد علی (ع) کرده، ابراز تأسف میکند. تمامی این عناصر نشاندهنده عواطف شدید و واقعیتهای تلخ عاشورا هستند.