شمارهٔ ۷۶ - انتظار قافله ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
فلک به آل پیمبر سر مجادله دارد
به اهل بیت نبی تا کی این معامله دارد
کنار دجلهٔ کرب و بلا بیا و نظر کن
چه موج ها و چه گرداب های هایله دارد
عزیز فاطمه صد پاره تن فتاده به میدان
هنوز دل، به دل آرام خویش یکدله دارد
به نوک نی سر سلطان دین مقابل زینب
اگر غلط نکنم مهر و مه مقابله دارد
میا راس حسین و تن فتاده به خاکش
خدا گواست که یک چوب نیزه فاصله دارد
زبس دو یده سکینه به راه شام پیاده
دریغ و درد که پایش هزار آبله دارد
ز خیمه گاه سوی قتلگه دود ز چه زینب
بدان که حاجی عشق است و میل هر وله دارد
به شام زینب بی خانمان به کنج خرابه
غمین نشسته و با بخت خویشتن گله دارد
یزید بر لب و دندان شاه عشق، زند چوب
به حیرتم دل زینب چقدر حوصله دارد
گناه حضرت سجاد چیست؟ جرم کدامش
که غل به گردن و بر دست و پای سلسله دارد
مدام فاطمه در کوچه های شهر مدینه
نشسته بر سر راه انتظار قافله دارد
قبول فاطمه افتد گر این مصیبت «ترکی»
به روز بازپسین، باز چشم بر صله دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وقایع عاشورا و مصائب اهل بیت پیامبر (ص) میپردازد. شاعر به سوالاتی پیرامون درد و رنجهای زینب (س) و دیگر اهل بیت در کربلا و شام اشاره میکند. او از مظلومیت امام حسین (ع) و فاصله میان سر و تن ایشان میگوید و به حال اسیران نیز میپردازد. همچنین به غم و اندوه فاطمه زهرا (س) در مدینه و انتظار او برای بازگشت قافله نیز اشاره میکند. شعر به تصویرسازی از رنجها و وقایع تلخ عاشورا پرداخته و عواطف انسانی و محبت به اهل بیت را به زیبایی بیان میکند.