شمارهٔ ۸۰ - عقده های دل ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
فلک از پیش توام کرد زکین، دور چرا؟
قسمت از دهر نشد بعد توام گور چرا؟
توشه کشور ایجادی و، فرزند رسول
سر پر نور تو از ملک بدن، دور چرا؟
عقده های دل زینب زتو مفتوح نشد
سینه ات از سم اسبان شده مکسور چرا؟
ای کلیم اله من! کنج تنور خولی
بر سر غرق بخونت شده چون طور چرا؟
هم جوار تو بود اکبر گلگون بدنت
هست لیلای جگر خون، ز تو مهجور چرا؟
دخترانت ز چه بعد از تو پریشان و اسیر
بستهٔ بند گران، عابد رنجور چرا؟
مرگ خود را زخدا از چه نخواهم که یزید
شده از کشتن تو این همه مغرور چرا؟
«ترکی» از خون دل و اشک بصرمی ننهی
به جراحات تنش مرهم کافور چرا؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است دربارهی غم و اندوه از وقوع شهادت امام حسین (ع) و وضعیت خانوادهاش پس از آن. شاعر از دردها و مشکلاتی که پس از شهادت امام حسین بر عالم و خصوصاً بر خانوادهاش نازل شده، سخن میگوید. او به مسائلی چون دوری از سرور و یافتن مرگ، از بین رفتن آرامش و امنیت، و رنجهای دختران و فرزندان امام حسین اشاره میکند. همچنین، از کیمیاگری و عظمت شخصیت امام حسین و تأثیر شهادت او بر دلها و جانها یاد میکند. در نهایت، شاعر با سوالات بیپاسخ به عمق اندوه و ناامیدی خود نیاز دارد.