شمارهٔ ۷۷ - داغ لاله رخان ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
فلک ز ماتم زینب مگر خبر دارد
و گرنه جامهٔ نیلی چرا به بر دارد؟
خبر ز حال سکینه ندارد آن طفلی
که صبح و شام، به سرسایهٔ پدر دارد
کباب می شود از گریهٔ سکینه دلم
که طفل کشته پدر، گریه اش اثر دارد
رباب مادر اصغر ز تشنگی پسر
دل فگار و، لب خشک و، دیده تر دارد
چو گشت سنبل اکبر ز خون شقایق رنگ
چو لاله ما در او داغ بر جگر دارد
به راه شام به زینب دگر چها گذرد
که هیجده سر ببریده همسفر دارد
ز ترس شمر، سکینه چو بید، می لرزد
به دل هراس، از آن شوم بدسیر دارد
به شام عابد محنت قرین، دوا و غذا
ز آه نیم شب و، گریهٔ سحردارد
فلک خراب شوی دختر امیر عرب
ز داغ لاله رخان: اشک در بصر دارد
ستاده دختر خیرالنسا به بزم یزید
دلی فگار و نگاهی به طشت زر دارد
دلا به آل پیمبر مکن ز گریه دریغ
که هر چه گریه کنی، اجر بیشتر دارد
برای بی کسی آل مصطفی «ترکی»
مدام دامنی از اشک، پر گهر دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ماتم و مصیبتهای خاندان آل علی، به ویژه زینب و دیگر زنان و کودکان داغدیده، اشاره دارد. شاعر به حال اسفناک زینب و سکینه میپردازد و از غم و اندوه آنها در فقدان پدران و برادرانشان میگوید. به توصیف درد و رنج سکینه، رباب، و دیگر اعضای خانواده پرداخته شده و ناله و شیون آنان در دل آسمان و زمین طنینانداز است. همچنین، اشارهای به زینب در میان مصیبتها و دردهای شام و تأثیر عمیق این غمها بر دلهای آنها دارد. شاعر از همه میخواهد که در این بزم اندوه و ماتم، از گریه و عاطفه خود دریغ نکنند، چرا که هر قطره اشک بر ثواب و اجر آنها افزوده میشود.