شمارهٔ ۸۳ - نیستان بر افروخته ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواریها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای فلک! این همه آزار و جفا یعنی چه
دشمنی با خلف شیر خدا یعنی چه
میهمان را به لب آب روان، جا دادن
سر او تشنه بریدن، ز قفا یعنی چه
بدن سبط نبی را به زمین جای چرا؟
بر سر نی سرش انگشت نما یعنی چه
آن تنی را که در آغوش، نبی پروردش
پایمال سم اسبان، زجفا یعنی چه
سینه ای را که بدی مخزن الاسرار اله
به لگد کوفتنش شمر دغا یعنی چه
سر و قد، اکبر پاکیزه لقا پوشیدن
به تن خویش کفن، جای قبا یعنی چه
قاسم آن آیینهٔ حسن به گلخانهٔ عشق
بستن از خون به سر زلف، حنا یعنی چه
پاره پاره زدم خنجر و شمشیر و سنان
تن هفتاد و دو تن، از شهدا یعنی چه
از نیستان بر افروخته، در بزم یزید
رفتن زینب بی برگ و نوا یعنی چه
«ترکی» امروز عزادار شه تشنه لب است
خوفش از تشنگی روز جزا یعنی چه؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و رنجهایی میپردازد که بر خانواده پیامبر (ع) به خصوص در واقعه عاشورا رفته است. شاعر با استفاده از سوالات بلاغی به زندگی اوج و سقوط انسانیت پرداخته و نسبت به ظلمهایی که به اهل بیت (ع) و به ویژه به یحیی و حسین (ع) شده، اعتراض میکند. این دردهای عمیق شامل بیتوجهی به مهمان، بریدن سر حسین (ع) در حالی که تشنه بود، برخورد با بدن او و دیگر شهدا با بیرحمی و نادیده گرفتن مقام والای ایشان میشود. در نهایت، شاعر با ذکر زینب (س)، خواهر حسین (ع) و حال و روز او، نشاندهنده عمق مصیبت و اندوه ناشی از این حوادث است.