نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴ - شمع محفل ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواری‌ها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

به شام گشت چو اندر خرابه، منزل زینب

فزون شد از الم کربلا، غم دل زینب

چو گشت قافلهٔ کربلا، روانه سوی شام

کسی نبود که بندد به ناقه، محمل زینب

چو آفتاب درخشنده تا به شام، زکوفه

سر حسین به نی بود در مقابل زینب

به پیش پیش کجاوه سر امام شهیدان

شبان تیره بدی جای شمع محفل زینب

میان را گه افتادی و گهی بنشستی

ز بس کشید سر ریسمان موکل زینب

کجایی ای شه دلدل سوار تا که بینی

چو گنج، کنج خرابه شداست منزل زینب

به غیر رنج و غم روزگار، بهره نبودش

مگر عجین شده با آب رنج و غم، گل زینب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حال و روز زینب، خواهر امام حسین (ع)، پس از واقعه کربلا و سفر به شام است. زینب در خرابه‌ای درد و غم خود را احساس می‌کند و در مقابل چشمش سر برادرش حسین با نی در شام نمایان می‌شود. او در این راه سفر، احساس تنهایی و غم عمیق دارد و هیچ کس نیست که به او کمک کند. زینب در این سفر سخت، گاهی می‌افتد و گاهی می‌نشیند، اما رنج و درد او به حدی است که گویا با این عذاب عجین شده است. در نهایت، این شعر بیانگر غم و اندوه عمیق زینب و تاثیر کربلا بر زندگی اوست.