شمارهٔ ۱۰ - ماه یا که خورشید ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای به رخسارهٔ تو زلف سیاه
چون غرابی به شاخ گل آونگ
روی تو ماه یا که خورشید است
موی تو سنبل است یا شبرنگ
خال بر عارض تو جا کرده
همچو هندو، میان شهر فرنگ
بی توام باشد این جهان فراخ
در نظر همچو چشم سوزن تنگ
شهدسان، نوشمش به جای شراب
گر بریزی به ساغرم تو شرنگ
ما به صلحیم دائما با تو
تو به مایی مدام بر سر جنگ
هر چه نزدیکتر شوم با تو
تو گریزی زمن به صد فرسنگ
من زکوی تو پاکشم هیهات
به سرم گر زچرخ بارد سنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و تأثیر معنوی محبوب میپردازد. شاعر موهای سیاه محبوب را به زلفی شگفتانگیز تشبیه میکند که مانند غرابی بر درختی آویزان است. او همچنین از زیبایی چهره محبوب و دقت در جزئیات آن، مانند خال بر صورتش، سخن میگوید. شاعر به احساس تنهایی و تنگی دنیایش بدون محبوب اشاره میکند و تصریح میکند که حتی در حضور محبوب، جنگی دائمی در دل او وجود دارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که گرچه خواهان نزدیکی به محبوب است، اما محبوب همواره از او دوری میجسته و او را رنج میدهد.