شمارهٔ ۸۷ - روزگار غدار ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ظلم و بیداد و عذر و جور و جفا
عادت روزگار غدار است
ظاهرش گوسفند قربانی ست
باطنش گرگ آدمی خوار است
پسری با پدر نکشته کسی
این عمل سخت زشت و دشوار است
در جهان حضرت حسینی نیست
ور نه شمر و یزید، بسیار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف ظلم و ستمی میپردازد که در طول تاریخ وجود دارد. روزگار ظاهری نرم و لطیف دارد اما در باطن، مانند گرگهای درنده است. نویسنده اشاره میکند که پسران و پدران به ناحق به یکدیگر ظلم میکنند، که این عمل بسیار زشت و ناپسند است. در نهایت، او به نبود شخصیتهایی مانند حضرت حسین (علیهالسلام) در جهان اشاره میکند و بر ظلمهایی چون شمر و یزید تأکید میکند.