رجوعِ آزادچهره بخدمتِ شاه و ایرادِ نصایح سعدالدین وراوینی
سعدالدین وراوینی / باب نهم / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
آزادچهره روزِ دیگر بخدمت پیوست صبیحالوجه ، نجیحالسّعی ، وضیّ المنظر ، مقضیّالوطر ، بساطِ ثنا بگسترانید و دعا بآسمان اجابت رسانید و گفت :
روزگارت همه خوش باد که در خدمتِ تو
روزگار و سر و کارم همه خوش میگذرد
***
پس شاه استعطافی تازه و ترحییی بنو ارزانی داشت و جای از حضورِ اغیار خالی کرد و با او گفت : اگرچ یهه ندیمی قدیم و منادمی ملازم و مناجیِ منجی و کافی، بهمه خیرات مکافی باشد و من از همه خلصاءِ دولت جز بآثارِ مقاماتِ حمیدهٔ او خرّمی نیفزایم و از جملهٔ جلساءِ حضرت جز بمحاضراتِ او راغب نباشم ، لکن چون میان شما نسبت ذاتالبینِ متحابّین چنان متأکّدست و ما را نیز بر جلیّتِ حال و اهلیّتِ کمالِ تو وقوف حاصل شد و توقّف برخاست و آنچ از صلاحجوئی و صواب اندوزی تو در همه بابی شنیده بودیم ، ع، جَاءَ العِیَانُ فَاَلوَی بِالاَسَانِیدِ اکنون میخواهم که کلمهٔ چند از ضوابطِ امورِ مصلحتی فِیمَا یَتَعَلَّقُ بِمَنَاظِمِ الدّینِ وَ الدُّنیَا وَ مَعَاصِمِ الآخِرَهِ وَ الاُوُلَی بگوئی تا آنرا کار بندم و بدان منّتها پذیرم
بخش 2
أَالآنَ صَارَلِیَ الزَّمَانُ مُسَاعِدَا
وَ وَصَلتُ فِیکَ حَبَائِلَ الآمَالِ
فَبَلَغتُ غَایَاتِ الأَمَانِی دُونَکُم
وَ اَرَحتُ مِن حَطٍّ وَ مِن تَرحَالِ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
آزادچهره روز دیگری به خدمت آمد و چهرهای زیبا و تلاشگری داشت. او با گفتن دعا، آرزوی خوشبختی برای خود و دیگران کرد و بیان کرد که زمان برای او مساعد است و به آرزوهایش نزدیک شده است. شاه نیز با او به خوبی رفتار کرد و از او خواست تا نصیحتهایی در زمینه مدیریت امور دینی و دنیوی و مسائل مرتبط با آخرت و دنیا بیان کند. آزادچهره در این درخواست شاه را سزاوار طرح موضوعات مهم دانست و با احترام خواستار دریافت آگاهیهای بیشتر شد.