شمارهٔ ۲۲ - ماده تاریخ، انحلال عدلیه نقل از جنگ خطی کوهی کرمانی فرخی یزدی
فرخی یزدی / دیگر سرودهها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا به کی داری به ایران و به ایرانی امید
تا به کی گویی که صبحِ دولتِ ایران دمید
تا به کی گویی که آب رفته باز آید به جوی
تا به کی باید از این الفاظِ بیمعنی شنید
تا به کی باید که ملّت را نمود اِغفال و رنگ
تا به چند این ملّتِ بیمغز را دادن نوید
مملکت یکباره استقلالِ خود از دست داد
شاهبازِ سروری از بامِ ایرانی پرید
یک نظر بنما به عدلیه ببین داور چه کرد
با تمام آن هیاهو با همه وعد وعید
گر نقاب از چهرهٔ این عدل بردارند خلق
رشته را بیپرده دستِ اجنبی خواهند دید
این هیاهو از برایِ خدمتِ ایران نبود
کرد از ما این سیاست عاقبت قطعِ امید
سالِ تاریخش شنیدم از سروشِ غیب گفت
داوری بیدادگر عدلیه را بر گُه کشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر انتقاد از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران و ناامیدی نسبت به آینده کشور را منعکس میکند. شاعر از تکرار وعدههای توخالی و فریبکاری مسئولان به مردم گلایه دارد و به بیاعتمادی نسبت به عدالت و استقلال کشور اشاره میکند. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که وضعیت کنونی به هیچوجه به خدمت به مردم نیست و به نظر میرسد که امید به بهبود اوضاع از دست رفته است. در نهایت، شاعر به نوعی پیشبینی میکند که دادگری واقعی در کشور وجود ندارد و این وضعیت به ناامیدی بیشتر مردم میانجامد.