شمارهٔ ۶ - مسمط ذوقافیتین فرخی یزدی
فرخی یزدی / دیگر سرودهها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چند سازی فصل گل در ساحت مشکوی کوی
خیز و کن در باغ ای ماه هلال ابروی روی
در کنار جوی جا با قامت دلجوی جوی
کز شمیم مو دهی بر سنبل شب بوی بوی
وز نعیم روبری از سوری شبرنگ رنگ
مقدم گل چونکه بر عالم فرح افزود زود
سوختن باید ورا در موکب مسعود عود
خواهی ار یابی تو در این جشن جان آسود سود
در گلستان آی و برزن بر فراز رود رود
زین چمن بشتاب و بنما آشنا بر چنگ چنگ
حالیا کز نو نموده باغ را آباد باد
به که از پیمانه گیرم تا خط بغداد داد
مادر دهر این چنین روزی کجا آزاد زاد
کز دو جانب می برد در سایه شمشاد شاد
ساقی از رخساره هوش و مطرب از آهنگ هنگ
گشت دل را گرچه زلفت ای نکو اندام دام
یا که صبحم شد ز گیسوی تو خون آشام شام
باز هم بر خیز و ده آغاز تا انجام جام
روی بنما تا بری یکباره از اصنام نام
پرده بگشا تا نمائی عرصه بر ارتنگ تنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دعوت به جشن و سرور در باغ و گلستان میکند. او از معشوقهاش میخواهد که بیاید و زیباییهای طبیعت را با هم تجربه کنند. اشاره به گلها، نوازش نسیم و عطر شب بوها نشاندهنده شادی و خوشایندی است. شاعر میگوید که زمان برای شادی و لذت بردن از زندگی فراهم است و میخواهد از می و جشنهای زندگی بهره ببرد. همچنین، او به تاثیر زیبایی معشوق بر دل و جانش اشاره میکند و در نهایت از او میخواهد که حجابها را کنار بزند و خود را نمایان کند تا زیباییاش را ببینند. این شعر به طور کلی محوریت شادی، عشق و زیباییهای طبیعت را در بر دارد.