شمارهٔ ۹ - قطعه فرخی یزدی
فرخی یزدی / دیگر سرودهها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نصرة الدوله در فنای وطن
در اروپا کند تلاش ببین
گاه پاریس و گه ژنو او را
با لبی پر ز ارتعاش ببین
در بر لرد کرزنش دائم
با صدای جگر خراش ببین
همچو دلال در فروش وطن
دائمش مشتری تراش ببین
از لوید جرج بیشتر اصرار
دارد این گرگ بچه فاش ببین
تا وطن را به انگلیس دهد
کاسه گرمتر ز آش ببین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به نقد نصرة الدوله و رفتارهای او در زمینه وطنفروشی میپردازد. شاعر او را به دلالی تشبیه میکند که همیشه در تلاش است تا وطن را به دیگران بفروشد و به جای وطنپرستی، به دنبال منافع خود و دیگر کشورهاست. همچنین به ارتباط او با مقامات انگلیسی و اصرار او برای واگذاری وطن به آنها اشاره میکند. در نهایت، شاعر رفتارهای او را ناپسند و خائنانه توصیف میکند.