نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ - در زندان ثبت فرخی یزدی

فرخی یزدی / دیگر سروده‌ها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هیچ دانی از چه خود را خوب تزئین می‌کنم

بهر میدان قیامت رخش را زین می‌کنم

می‌روم امشب به استقبال مرگ و مردوار

تا سحر با زندگانی جنگ خونین می‌کنم

می‌روم در مجلس روحانیان آخرت

واندر آنجا بی‌کتک طرح قوانین می‌کنم

نامه حق‌گویی طوفان را به آزادی مدام

منتشر بی‌زحمت توقیف و توهین می‌کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از تزیین خود برای روز قیامت و استقبال از مرگ صحبت می‌کند. او به جنگ با زندگی ادامه می‌دهد و از روحانیان آخرت خواسته می‌کند که حقوق و قوانین را بدون خشونت تعیین کنند. در نهایت، شاعر از آزادی و حق‌گویی به عنوان نیرویی پرقدرت یاد می‌کند که می‌تواند بدون زحمت و توهین منتشر شود.