نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدایگان همه خسروان روی زمین

تویی که طبع لطیفت سراچه قدم است

در اهتمام تو آسوده اند جمله جهان

از ان جناب رفیع تو قبله کرم است

قضا به نام تو پرداخت دفتر اقبال

صدای نویت ملکت صریر آن قلم است

کمینه بنده درگاه اگر چه رنجور است

خدایگان جهان خسرو مسیح دم است

جهان و خلق جهان جمله معترف شده اند

که خسروی چو تو امروز در زمانه کم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و توصیف یک شخصیت برجسته و محترم، که به عنوان "خسرو" یا پادشاه شناخته می‌شود، پرداخته است. شاعر به لطافت طبع و شرافت این فرد اشاره کرده و اعتراف دارد که تمام جهانیان، به خاطر وجود او، آسوده‌خاطر هستند. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که نام و آوازه این خسرو بر قضا و قدر تأثیر دارد و او را به عنوان فردی کم‌نظیر در زمانه‌اش معرفی می‌کند. شاعر خود را بنده این خسرو می‌داند و بر جایگاه او در جهان تأکید می‌کند.