نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدایگانا با دست گوهر افشانت

همیشه کار زمین وزمان گهر چینی ست

اگر به رفعت قدرت فلک به صد درجه

فراز خویش نبیند ز خویشتن بینی ست

مرا به خلعت زیبا و استر رهوار

بزرگ کردی و این از بزرگ آیینی ست

هنوز زین و لگامی امید می دارم

وگرنه من به چه دانم که استرم زینی ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر به ستایش خداوند می‌پردازد و بیان می‌کند که همه چیز در زمین و آسمان نشانه‌ای از قدرت و زیبایی خداوند است. او به این نکته اشاره می‌کند که حتی اگر قدرت آسمانی به اوج خود برسد، نمی‌تواند خود را از حقیقت وجودی‌اش جدا کند. شاعر از خداوند درخواست می‌کند که او را با جلال و بزرگی بیشتری بیاراید و به او امید می‌دهد که همچنان انتظار دارد تا نشانه‌های بزرگی از خداوند را در زندگی‌اش ببیند.