نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای خداوندی که خاک درگهت را ز اعتقاد

خستگان تیر محنت نوش‌دارو کرده‌اند

تا عروس ملک در پیوند شاهیت آمده است

در جهان پیوند ظلم و فتنه یک سو کرده‌اند

نه فلک بر خوان اِنعامت به پنج انگشت آز

قرب ده نوبت شکم را چار پهلو کرده‌اند

اجتماع اختران دانی که در میزان چراست

خود نکو دانی که آن خدمت چه نیکو کرده‌اند

از برای قیمت یک ذره خاک پای تو

نقد هفت اقلیم گردون در ترازو کرده‌اند

حاسدت در حبس محنت باد دایم چار میخ

تا طناب خیمه آفاق شش تو کرده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به ستایش خداوند و عظمت او می‌پردازد. شاعری بر این نکته تأکید می‌کند که بندگان خسته و دلتنگ به درگاه خداوند آمده‌اند و در پی برآورده کردن نیازهای خود هستند. او به فضل و نعمت‌های الهی اشاره می‌کند و می‌گوید که به خاطر ارزش خاک پای خداوند، تمام دنیا را می‌توان در مقابل او نهاد. همچنین به تاریکی و ظلمی که در جهان وجود دارد، اشاره می‌کند و از دوری آن از نور خداوند سخن می‌گوید. در نهایت، او به حسادت‌هایی که در دنیا وجود دارد و تاثیر آن بر زندگی انسان‌ها اشاره می‌کند.