نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد

جان عدو فتد چو دل شمع در گداز

هرجا که می روی ظفر اندر رکاب توست

در هیچ منزل از تو نخواهد فتاد باز

دیگر شکی نماند جهان را درین که هست

شاهی تو را حقیقت و خصم تو را مجاز

در ملک وارث پدر و عم تویی از آنک

هست از تو جان عم و پدر در نعیم و ناز

سلطان کسی بود که تو بخشیش تاج و تخت

لشکر کسی کشد که تو سازیش برگ و ساز

همچون نماز پنج سزد نوبت تو زانک

بر خلق طاعت تو فریضه ست چون نماز

بادا بر آستین ظفر تا به روز حشر

بو بکربن محمدبن ایلد گز طراز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش حاکمی می‌پردازد که در نبرد قدرتمند و پیروز است. او اشاره می‌کند که هیچ دشمنی نمی‌تواند در برابر او مقاومت کند و هر جا که می‌رود، پیروزی همراه اوست. شاعر تصمیم می‌گیرد که این حاکم، وارثی مشروع و حقیقی است و قدرت او در واقعیت محرز است در حالی که دشمنانش به نوعی مجازی هستند. او همچنین به اهمیت و تقدس اطاعت از این حاکم اشاره می‌کند و آن را همچون نماز واجب می‌داند. در پایان، شاعر برای حاکم آرزوی پیروزی تا روز قیامت می‌کند.