نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

افتخار جهان جمال الدین

ای تو را قول و فعل هر دو جمیل

نکته های نهفته در سخنت

همچو اسرار غیب در تنزیل

از برای ثنای طبع تو چرخ

عقد گوهر گشاده از اکلیل

وز پی چشم حاسد تو شهاب

عمرها تافته به آتش میل

خاطرت طالبان حکمت را

در بیابان حیرت است دلیل

هر که او هست بر طریق کمال

نکند نقض تو به هیچ سبیل

آسمان را کسی نخواند ضعیف

بحر را خود کسی نگفت بخیل

گرچه نامت به شعر مشهور است

داری از فضل بر جهان تفضیل

دیگران کی به پایه تو رسند؟

پشه را کی بود مهابت پیل؟

گرچه نیلی ست آسمان لیکن

هیچ نسبت نباشدش با نیل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر "افتخار جهان جمال الدین" به ستایش شخصیتی بزرگ و برجسته می‌پردازد. شاعر با بیان کردن زیبایی‌های کلام و فعل این شخصیت، او را برتر از دیگران معرفی می‌کند. او به عمق سخنان و دانش این فرد اشاره دارد و آنها را شگفت‌انگیز می‌داند که مانند اسرار نهفته‌اند. شاعر می‌گوید که دیگران هرگز به پای او نخواهند رسید و او را نماد کمال و فضیلت می‌داند. همچنین، شاعر از زیبایی‌های آسمان و دریا مثال می‌زند تا نشان دهد که هیچ‌یک از آنها به اندازه شخصیت مورد ستایش خود برجسته نیستند. به طور کلی، این شعر به تحسین و تعریف از ویژگی‌های مثبت و عالی این شخصیت اختصاص دارد.