شمارهٔ ۷۸ ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شنید بنده که فرمانده جهان می گفت
که غم مخور تو که تیمار کارتو ببرم
ز خوردنیها من خود همین غمی دارم
چو زین برآمدم آخر ازین سپس چه خورم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، فردی میگوید که فرمانده جهان به او دلداری میدهد و از او میخواهد که نگران نباشد و بگذارد تا او به کارهایش رسیدگی کند. اما خودش هم از غم و مشکلاتی رنج میبرد و نمیداند چه طور باید از این غمها رهایی یابد.