شمارهٔ ۸۱ ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خدایگانا سالی زیادت است که من
به پای حرص به گرد عراق می بدوم
به چشم جز اثر عدل تو نمی بینم
به گوش جز خبر جود تو نمی شنوم
اگر چه تخم ثنای تو کشته ام لیکن
به داس غصه شب و روز ریش می دروم
قصیده ای دو کنون نظم کرده ام حالی
اگر بداست و گر نیک من بدان گروم
نشسته منتظر آنک فرصتی باشد
که آن به سمع مبارک رسانم و بروم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر از سالها تلاش و جستجو در پی حقیقت و خوبیها صحبت میکند. او به توصیف اوضاع خود میپردازد و میگوید که در نگاهش جز عدالت الهی چیزی نمیبیند و جز خبر از بخشش خداوند نمیشنود. او به رغم سختیها و غمها، شعری تازه سروده است و در انتظار فرصتی است تا آن را به خداوند ارائه دهد.