شمارهٔ ۸۲ ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
افتخار زمانه شمس الدین
ای چو عنقا نظیر تو معدوم
همچو هد هد بر آستانه تو
فلک تند چاپلوس خدوم
باز اقبالت آشیان کرده
همچو نسرَین در میان نجوم
مه که در آشیان دولت تو
روز دشمن نیم به سیرت بوم
تا کی از آفتاب طلعت خویش
همچو خفاش داریم محروم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش شخصیتی برجسته به نام شمسالدین میپردازد و او را به عنوان یک موجود نادر و بینظیر معرفی میکند. او با استفاده از تشبیهات زیبا به مقایسه شمسالدین با موجودات افسانهای مانند عنقا و هد هد میپردازد. شاعر اشاره میکند که شمسالدین در اوج شکوه و عظمت خود قرار دارد و مانند گل نسرین در میان ستارگان میدرخشد. در نهایت، شاعر به ناامیدی خفاشها که از تابش آفتاب محرومند اشاره میکند و خواستار روشنایی و دیده شدن بیشتر شخص شمسالدین است.