شمارهٔ ۹ ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خسروی که رایت جاه و جلال تو
سر بر محیط عالم علوی فراشته ست
گردون مظلّه ای ست که در عرصه وجود
عصمت همیشه بر سر مُلکت بداشته ست
از چهره زمانه فرو شوی گرد ظلم
ایزد تو را بر او نه به بازی گماشته ست
شاها منم که خامه اقبال روز و شب
مدح تو بر صحیفه جانم نگاشته ست
مگذار ضایعم که مرا دور روزگار
بر اعتماد جود تو ضایع گذاشته ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش یک پادشاه یا شخصیت بزرگ اشاره دارد که به خاطر شکوه و جلالش در عالم معتبر است. شاعر از او به عنوان کسی که مظلتی برای عصمت و پاکی است یاد میکند و او را از ظلم زمانه دور معرفی میکند. همچنین شاعر ابراز میکند که تقدیر و روزگار به او اعتماد دارد و در نهایت درخواست میکند که تحت سایه حمایت و جود این شخصیت بزرگ نرود.