نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

مناجات شمارهٔ ۲۱۵ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

الهی ذکر تو بهرهٔ مشتاق است و روشنایی دیده و دولتی جان و آیین جهان یک ذرّه فزودن به دوستی از دو جهان است یک لحظه با دوست خوشتر از جان است پس یک نفس با دوست ملک جاودان است، عزیز آن بنده که سزاوار آنست این چه کار است که بی نام و نشان است، شغل بنده است واز بنده نهان است، رفیقی از آن بی طاقت و به آن یازان است و او که طالب آنست در میان آتش نازان است.

ار دستت ز آتش بود

ما را گل مفرش بود

هر چه از تو آید خوش بود

خواهی شفا خواهم الم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به ارزش و اهمیت عشق و دوستی در زندگی اشاره دارد. بیان می‌کند که یاد خداوند برای مشتاقان مانند روشنایی چشمان و اساس زندگی است و نزدیک شدن به دوست، برکتی بزرگتر از همه چیز است. یک لحظه بودن با دوست ارزشمندتر از زندگی است و اشاره می‌کند که بنده‌ای که شایسته محبت است، محبوب خواهد بود. در پایان، به زیبایی ارتباط با معشوق اشاره می‌کند و اینکه هر چه از او بیاید، خوشایند است، اعم از شفا یا درد.