نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

وسواسی نظیر تو ای شیخ ساخته

باور مکن که در همه شیخ و شاب هست

خفتن رسیده است و تو مشغول ظهر و عصر

وقتی نماز صبح کن کافتاب هست

هنگام غسل اگر به محیطت فرو برند

قایل نمی شوی که نجاست در آب هست

در حشر اگر بجنت عدنت دهند راه

آنجا نمی‌روی که در آنجا شراب هست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به انتقاد از وسواس‌های مذهبی می‌پردازد و نشان می‌دهد که فرد وسواسی نمی‌تواند از لذت‌ها و زیبایی‌های زندگی بهره‌مند شود. شاعر می‌گوید که در میان علما و عرفا کسی مثل این شیخ وسواسی وجود ندارد. او بر بی‌خود بودن این وسواس‌ها تأکید می‌کند، چرا که فرد وسواسی حتی در زمان‌های مناسب، مانند هنگام نماز صبح، به فکر مسائل غیرضروری است و به خود دروغ می‌گوید. همچنین در مورد غسل و پاکی می‌گوید که او نمی‌تواند بپذیرد که نجاست در آب وجود دارد. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که حتی اگر به بهشت هم برود، به دلیل وجود شراب و لذات دیگر، نخواهد رفت.