نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حسبتالله به سست ای میر با من دوستی

چند گرمی های بی موقع دلم را خون کند

تیغ گویند آلت قطع است و بخشیدی به من

دین نشد کز قطع پیوند توام ممنون کند

لیک جرم او چه باشد با چنین کندی که اوست

خود بیا انصاف ده قطع محبت چون کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و دشواری‌های عشق و دوستی می‌پردازد. شاعر از خیانت یا بی‌وفایی معشوق شاکی است و به سست بودن پیوند بین خود و او اشاره می‌کند. او از درد و زخم‌هایی می‌گوید که این عشق به دلش زده و از معشوق می‌خواهد به این احساسات بی‌توجهی نکند. در نهایت، شاعر به انصاف و عدالت در روابط انسانی تأکید می‌کند و از معشوق می‌خواهد تا درباره محبت و ارتباط آن‌ها فکر کند.