شمارهٔ ۲۸ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کارم چنان نبسته که روز وصال یار
باور کنم که دیده بر او باز کردهام
شاید خبر شود ز گرفتاری منش
عالم تمام محرم این راز کردهام
خواب آورد فسانه و من خواب بردهام
هرکه فسانه ز غمش آغاز کردهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و پیچیدهاش در مورد عشق و جدایی سخن میگوید. او بیان میکند که هنوز نتوانسته به وصال محبوب برسد و احساس میکند که همهچیز به او مربوط است. همچنین، به خواب و کابوسهایی که از غم عاشقی به سراغش میآید اشاره میکند و بیان میکند که دیگران نیز از غم او آگاه شدهاند. به طور کلی، این شعر نشاندهنده درد و رنج ناشی از عشق ناپاسخگویی است.