شمارهٔ ۴۱ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شعله ی شوق تو از پا ننشیند به عبث
هردمم غوطه دهد اشک به دریای دگر
هر زمان از طرفی جلوه کند زان هردم
همچو دیوانه فهم روی به صحرای دگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعلهی عشق تو هیچگاه فروکش نمیکند. هر لحظه اشکهایم را در دریای تازهای غوطهور میسازد. هر بار که از جهتی به من لبخند میزنی، همچون دیوانهای به سوی دنیای دیگری میروم.