نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از تو ممنونم اگر از مژه خون می‌ریزم

گر غمت نبود خون این همه چون می‌ریزم

خورده‌ام زخمی و تا گم نکند صیادم

هر قدم قطره از خون درون می‌ریزم

صبر کو تا جگرم خون شود و گریه کنم

لخت‌لختش ز ره دیده برون می‌ریزم

دیده مشغول خیال است از آن امشب خون

از شکاف دل بی‌صبر و سکون می‌ریزم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به عواطف عمیق خود اشاره دارد. او به خاطر غم خود، از چشم و دلش خون می‌ریزد و ناراحتی و دردش را با تصاویر قوی بیان می‌کند. او از زخم‌هایی که بر دلش نشسته سخن می‌گوید و از عدم تحمل درد و غم خود، قطره قطره احساساتش را بیرون می‌ریزد. این اشعار نشان‌دهنده عمق اندوه و رنج شاعر هستند که به وضوح احساساتش را به تصویر می‌کشد.