شمارهٔ ۴۴ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دوش در بزم که بی روی تو خون بود شراب
کرد یاد دهنت شد دهن جام پر آب
بخت در خواب و ازو این همه آزار کشم
وای بر من اگرم بخت نمی بود به خواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر از افسوس و نارضایتی خود سخن میگوید. او در حالی که در میخانهای نشسته، یاد لبهای محبوبش او را به درد میآورد و به شدت تحت تأثیر احساساتش قرار گرفته است. بخت او در خواب است و او از اینکه در این وضعیت به سختی دچارشده، شکایت میکند و میگوید اگر بخت نمیبود، وضعیتش حتی بدتر میشد.