نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در حشر گر از زلف تو بویی بمن آید

برخیزم از آن پیش که جان سوی من آید

شد سینه گلستان زتو تا چاک نمودم

شاید که ازین رخنه نسیمی به من آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. او بیان می‌کند که وقتی بویی از زلف معشوق می‌شنود، برمی‌خیزد تا جانش به او نزدیک شود. همچنین از گلستانی بودن سینه‌اش می‌گوید که به خاطر عشق و زیبایی معشوق چاک شده است و امیدوار است که از این رخنه نسیمی به او برسد. به طور کلی، ابیات احساسات عمیق عاشقانه و longing را منتقل می‌کنند.