شمارهٔ ۵۱ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دوش چشم ساغر سرشار و خونم باده بود
آن چه دل می خواست از اسباب عیش آماده بود
هیچ کس زان طره پیچیده سر بیرون نکرد
با وجود آن که مضمون پیش پا افتاده بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به توصیف لحظهای شاد و پر از نشاط میپردازد که در آن چشمان معشوق همچون ساغری پر از شراب است و دلش آرزوهایش را دارد. همچنین اشاره دارد به زیباییهای عشق و جذابیت طرز و پیچش موهای معشوق که هیچ کس نتوانسته از آن چشم بردارد، حتی با وجود اینکه موضوع عشق و زیبایی برای همه آشنا و ساده به نظر میرسد.