نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / قصاید عربی

رات جارتی فودی من الشیب ضاحکا

کروض اریض نورته ثغامته

علی عارضی شیخ یذب علی العصا

محدبه من حادث الدهر قامته

کحربآء ملتف علی فرع تنضب

و حین طلوع الشمس تلمع لامته

و کوز من الخمر الروی و قرقف

الشهی بهار کالبهار غمامته

فقالت لنسوان جلسن حذائها

اری رجلا کالصبح تسفر هامته

و ذلک عصفور رای بازیا علی

مقام غراب ثم شالت نعامته

علیه غرام لو مننت بقبله

علیه و ما یسلی علی غرامته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جوانی و همچنین از دست دادن آن می‌پردازد. شاعر تصاویری از یک مرد را توصیف می‌کند که با وجود سن و سالش هنوز دارای جذابیت و شادابی است. او به نظر می‌رسد که ترکیبی از حکمت و تجربه را در کنار جوانی حفظ کرده و به زیبایی همچون صبح می‌درخشد. همچنین، شاعر به عشق و احساساتش اشاره می‌کند که هنوز هم نسبت به او شدید است، حتی اگر زمان به عقب بازنگردد. در کل، شعر به مقایسه زیبایی و گذر زمان می‌پردازد.