شمارهٔ ۶ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / قصاید عربی
لمن رسم اطلال سقتهاالسحائب
تطیب بریاها الصبا والخبائب
و تسنکستها آلارام والادم الطلی
من الجودذر النعسان و الشمس غارب
یحلورن ظبیات الفلا حول رسمها
و سافرن منهاالمعصرات الکواعب
غمازالت الامطار تقری بروضها
والازال یخضرالحمی و المسارب
دعانی الیها ساق حربسجعه
فشب ضرام القلب و الدمع ساکب
فدیباجتی روض وعینی سحابه
و قلبی صفاح و شوقی حباحب
تذکرت سلمی و الرباب و زینبا
ودارا انیخت فی فناها الرکائب
و عهدی بهاریان والورد ناضر
فجثت بها عطشان والورد ناضب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای طبیعت و یادآوری خاطرات گذشته میپردازد. او به تصویر کشیدن آثاری از باران و طراوت زمین اشاره میکند و از جاذبههای پل و باغها سخن میگوید. شاعر از اشتیاق و احساسات عمیقش نسبت به یادآوری معشوقهها و مکانهای گذشته میگوید و در نهایت به حس تشنگی و نیاز به بازگشت به آن زیباییها اشاره میکند. این شعر ترکیبی از عشق، حسرت و زیباییهای طبیعی است.