نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳ - چند بیت از یک قصیده ناتمام مانده به خط استاد ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا وزارت عدلیه از نخستین بار

ندید قابل شفقت نخواند لایق کار

چرا که فاقد هر شرط و جامع هر خلف

بُدَم که آدمی‌ام من نه گرگِ آدم‌خوار

وزیر عدلیه از آدمی نفور بوَد

چنان که آدمی از او کند به دشت فرار

نه پارتی بدم او را من و نه حامل سیم

نه بی‌حمیت و بی‌شرم بودم و غدّار

نه آبروی وطن بردمی نه مال کسان

گرفتمی و نه دین دادم از پی دینار

خجسته بودم و باهوش و رای و معنی جفت

ستوده باشم و با عقل و دین و دانش یار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساس ناتوانی و بی‌اعتنایی وزارت عدلیه نسبت به خود اشاره دارد. او خود را فردی بی‌خطر و بدون سوءاستفاده می‌داند و بر این باور است که ویژگی‌هایی چون آرزو برای کار و عدم فساد را داراست. علی‌رغم اینکه او انسان خوبی است، وزیر عدلیه از او خوشش نمی‌آید و به نوعی به او سوءظن دارد. در این میان، شاعر بارها به ویژگی‌های مثبت خود از جمله هوش، فضیلت و اخلاق اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که نه تنها او در پی منافع شخصی نیست، بلکه همواره تلاش کرده که آبرو و مال دیگران را حفظ کند.