قصاید — دیوان اشعار ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / دیوان اشعار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۶ — با خلق چون حدیث کنم ز این ستارهها
- شمارهٔ ۳ — بشارت باد سلطان غری را
- شمارهٔ ۷ - در نکوهش حاج آقا محسن عراقی گوید — شها ببین عمل عالم مکرم را
- شمارهٔ ۲ - در نکوهش سپاهیان روس تزاری هنگام توپ بستن بگنبد امام هشتم فرماید — خراب کردند این قوم ملک ایران را
- شمارهٔ ۸ - در ستایش امیر نظام گروسی فرماید — چو در خواب شد دیده پاسبانها
- شمارهٔ ۱ - در برانگیختن ایرانیان و وطنپرستان بر ضد تقسیم ایران فرماید — چند کشی جورِ این سپهرِ کهن را
- شمارهٔ ۵ - چکامه — نظاره کن بدایع گردون را
- شمارهٔ ۴ - در حماسه و نکوهش زمامداران ایران هنگام توپ بستن سپاهیان تزاری روس به بارگاه امام هشتم فرماید — تا به دارالملک عزلت گشتهام فرمانروا
- شمارهٔ ۱۰ — ای شده در ره پی پذیرهٔ دارا
- شمارهٔ ۹ - این چکامه را در نکوهش تروربازی فرقهٔ دموکرات در ایران و تایید فرقهٔ اتفاق و ترقی در شهر سمنان سروده — چون مرد پیشه کرد شکیب و ثبات را
- شمارهٔ ۱۱ - احزاب سیاسی — خدا رحمت کند مرحوم حاجی میرزاآقاسی را
- شمارهٔ ۱۳ - در عید سعید فطر ۱۳۱۲ در کرمانشاه — نماز شام کز قندیل کوکب
- شمارهٔ ۱۵ - چکامه — شاد باش ای مجلس ملی که بینم عنقریب
- شمارهٔ ۱۴ - مطلع دوم — که میرا گوئیا راندند امشب
- شمارهٔ ۱۶ - در هنگام ورود سپاه روس تزاری به خراسان و آذربایجان و به دار آویختن احرار ایران فرماید — بامدادان خیل مرغان در چمن با عندلیب
- شمارهٔ ۱۲ - در ستایش بیطرفی ایران هنگام جنگ عمومی و نکوهش همسایگان جنوبی و شمالی «انگلیس و روس» فرماید — همتی ای ناخدا کرم کن و دریاب
- شمارهٔ ۱۸ - تجدید مطلع — کای شه والاگهر وی مه مالکرقاب
- شمارهٔ ۱۹ - چکامه آفتاب — چند سائی زر بر این پیروزه طاق ای آفتاب
- شمارهٔ ۲۱ - چکامه — در سه موقع کار نتوان با تهور یا شتاب
- شمارهٔ ۲۴ - به شهر قم پس از تسطیح راه فرماید — ایا نگار دلآویز ترک شهرآشوب
- شمارهٔ ۱۷ - کنگره آسمان در برج دلو — شامگهی کز افق گشت نهان آفتاب
- شمارهٔ ۲۰ — سپیده دم چو در آغاز سال و ماه عرب
- شمارهٔ ۲۲ — زاد فی الطنبور اخری نغمه یعنی ز نو
- شمارهٔ ۲۳ - قصیده — چو بانوی شب از آن زلفکان پر خم و تاب
- شمارهٔ ۳۲ — تا در میان اوباش تقسیم شد وزارت
- شمارهٔ ۳۰ - در میلاد حضرت مهدی موعود قائم آل محمدعج سروده است — روز میلاد شهی راد و عظیم الشانست
- شمارهٔ ۲۷ — باغ پیروز و چمن پدرام است
- شمارهٔ ۲۸ — گویند فریدون چو شدش کار جهان راست
- شمارهٔ ۳۱ — ای دوخته بر قد تو دیبای صدارت
- شمارهٔ ۲۵ — امروز که حق را پی مشروطه قیام است
- شمارهٔ ۲۹ - بمناسبت جنگ روس و ژاپن و غلبه ژاپن در تهییج ایرانیان فرماید — غرض ز انجمن و اجتماع جمع قواست
- شمارهٔ ۲۶ - در انتقاد اوضاع و اشخاص عدلیه وقت فرماید — فضا و ساحت عدلیه یارب از چپ و راست
- شمارهٔ ۳۸ - المطلع الثالث — تا به ورق دست میر کلک درربار زد
- شمارهٔ ۳۷ - المطلع الثانی — باز بهم آن پری طره طرار زد
- شمارهٔ ۴۰ - صلحیه بلد — روزی ز جور خصم ستمگر ظلامه ای
- شمارهٔ ۳۵ — خدای عزوجل بر جهانیان بخشود
- شمارهٔ ۳۴ — در این زمانه که یکسر جهانیان خرسند
- شمارهٔ ۳۳ — چو شد چهره شاهد صبح ابلج
- شمارهٔ ۳۶ — تا شه افلاکیان نوبت پیکار زد
- شمارهٔ ۳۹ — حکایتی ز ملوک سلف شنیدستم
- شمارهٔ ۴۸ — مزینیه، کنون رونقی دیگر دارد
- شمارهٔ ۴۵ — ز آمدن فرودین و رفتن اسفند
- شمارهٔ ۴۳ — ماه رمضان روی نهان کرد اگر چند
- شمارهٔ ۴۶ — این قصیده را نگارنده اوراق محمدصادق الحسینی الفرهانی در کرت دومین که در تبریز شروع بنگارش اوراق ادب کرد و قضا را وقتی بود که یکی از منجمان آلمانی حکم کرده بود که بواسطه عبور ذوذنبی که از زمین مهتر است و با کره خاک تصادف خواهد نمود کره خاک متلاشی خواه
- شمارهٔ ۴۱ — خجسته بادا بر آفتاب کشور جود
- شمارهٔ ۴۷ — ای ترک پارسیسخن خلّخینژاد
- شمارهٔ ۴۴ — این نبینی که چو هنگام بهار آید
- شمارهٔ ۴۲ — روز دوشنبه دهم شعبان بود از سال هزار و سیصد و هشت که مطابق آمد با اول فروردین ماه جلالی و نوروز پارسیان که ملوک و رعیت ایران را بزرگترین جشنی بشمار آید. قضا را در این روز خانگیانم همه در بستر بودند و چنانم دل به بیم اندر بود که البته سخن گفتن نتوانست
- شمارهٔ ۵۰ - در قدردانی از مردم وطنخواه و تهیج جوانان وطن — تا زبر خاکی ای درخت برومند
- شمارهٔ ۴۹ - در مدح مولای متقیان حضرت علی علیه السلام — بسی جستم نشان از اسم اعظم
- شمارهٔ ۵۱ - چکامه وطنی — ای عنبرین فضای صفاهان ز من درود
- شمارهٔ ۵۲ — جهان جوان شد و عمر دوباره باز آورد
- شمارهٔ ۵۳ - در نکوهش عین الدوله — ز بس که از دل مردم همی برآید دود
- شمارهٔ ۵۵ - مرثیه مجلس پس از بمباردمان به حکم محمدعلی میرزای مخلوع — رؤوس دولت، شیوخ ملت، به بازی ایران، خراب گردید
- شمارهٔ ۵۶ - هنگام شکستن دست ملک الشعراء بهار در آغاز جنگ عمومی و مهاجرت فرماید — شکست دستی کز خامه بس نگار آورد
- شمارهٔ ۵۴ — مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد
- شمارهٔ ۵۸ — برادران به جهان اعتمادکی شاید
- شمارهٔ ۵۹ - قصیده فکاهی — دوش از برای خدمت خان عزیز راد
- شمارهٔ ۶۳ — شاه از تبار خویش وزیر اختیار کرد
- شمارهٔ ۶۰ — چو شاه دانا دارد وزیر دانشمند
- شمارهٔ ۶۲ - در مرثیه قتل ناصرالدین شاه و جلوس مظفرالدین شاه — جای آن دارد که گردون اندرین غم خون ببارد
- شمارهٔ ۵۷ — دوش خواندم در کتابی کز در اندرز و پند
- شمارهٔ ۶۱ — ایا نسیم سحر پا بنه بتارک فرقد
- شمارهٔ ۶۴ — چو بخت خفت و قضا چیره تیره شد اختر
- شمارهٔ ۷۱ - این چند بیت از آخر یک قصیده بدست آمد — نگین خاتم جم داشت لعل فرخ تو
- شمارهٔ ۶۵ - ملحقات — از این مقدمه ز آن پس که یافت آگاهی
- شمارهٔ ۷۲ — دیدم بخواب دوش درختی خجسته فر
- شمارهٔ ۶۹ — بارها خواندم ز قول مصطفی اندر خبر
- شمارهٔ ۶۸ — دانا کبود بنزد مردم هشیار
- شمارهٔ ۷۰ — دی در هوای صحبت یاران غمگسار
- شمارهٔ ۶۶ - انتهی — چو بی وجود خداوندگار آسایش
- شمارهٔ ۶۷ — کمال مرد بفضل است و مردمی و هنر
- شمارهٔ ۷۴ — کشور خاور شده است خسته و بیمار
- شمارهٔ ۸۰ — کان التوانی انکح العجز بنته
- شمارهٔ ۷۹ - برسم مطایبه خطاب بوزیر عدلیه وقت — درد پا مربنده ات را ساخت بیحال ای وزیر
- شمارهٔ ۷۳ — خسرو شرق سوی غرب همی کرده سفر
- شمارهٔ ۷۸ - مطلع دوم — کای همایون تو سنت در حمله چون کحل و عرار
- شمارهٔ ۷۷ — روزی که بیست و چهارم ذی الحجه از سال هزار و سیصد و هفت هجری بود در باغ شمال تبریز رفتم آن باغ بتازگی چندان صفا و صفوت گرفته بود که بر بهشت برین مینازید از بسکه گلهای رنگارنگ داشت نگارخانه چیینان را به آشکارا همیمانست مرا از مشاهده آن باغ نزهتی در خاط
- شمارهٔ ۷۵ — امام عصر چراگه به چاه گاه به غار
- شمارهٔ ۷۶ — زلال خضر کز آن تشنه ماند اسکندر
- شمارهٔ ۸۴ - قصیده وطنی در ۱۳۱۹ — تا کی ای شاعر سخنپرداز
- شمارهٔ ۸۷ — در صف بستان نسیم گشت مهندس
- شمارهٔ ۸۸ — مه من که خورشید گردون غلامش
- شمارهٔ ۸۵ - قصیده در تهنیت نوروز — هژیر و نغز و خوش ای باد نوبهار بوز
- شمارهٔ ۸۳ — چو مرد بست بفرمان کردگار کمر
- شمارهٔ ۸۱ — ای مولد فرخنده دارای جهاندار
- شمارهٔ ۸۶ — می طهور نیاید مرا به کار امروز
- شمارهٔ ۸۲ — به حق تاج فلک سای شاه مهر سریر
- شمارهٔ ۹۱ - قصیده ناتمام — گفتم تو کیستی کاین احسان به من نمودی
- شمارهٔ ۹۶ - مطلع ثانی — که ای سفینه دستت خزینه آمال
- شمارهٔ ۹۳ - چند بیت از یک قصیده ناتمام مانده به خط استاد — مرا وزارت عدلیه از نخستین بار
- شمارهٔ ۹۰ - از زبان حبیب الله خان نامی بسردار منصور نگاشته — ای بسته پس طاعت یزدان کمر خویش
- شمارهٔ ۸۹ — چو زد تکیه بر تخت سلطان دانش
- شمارهٔ ۹۴ - در نکوهش محمدعلی میرزای مخلوع هنگام بستن و کشتن مشروطهخواهان در باغ شاه تهران — چو شه به دامن جادو و جنبل آرد چنگ
- شمارهٔ ۹۲ — در کاروان نواخت درای آهنگ
- شمارهٔ ۹۵ — مرا بخانه درون کودکی بسن دو سال
- شمارهٔ ۱۰۰ — خدای جل جلاله برای اسمعیل
- شمارهٔ ۹۸ - چکامه — از عدل خویش قائمه ای ساخت ذوالجلال
- شمارهٔ ۱۰۴ — به چراگاه چو در شد سپه انجم
- شمارهٔ ۱۰۱ — باز بگشود صبا دست ستم
- شمارهٔ ۱۰۲ — ای صبا گر رهت افتاد بر آن گوشه بام
- شمارهٔ ۹۹ — مرا سیر سپهر از روز اول
- شمارهٔ ۱۰۳ — چو مرد گیرد بعد از رضا ره تسلیم
- شمارهٔ ۹۷ — چو شد بردالعجوز از چرخ نازل
- شمارهٔ ۱۰۵ — بسی جستم نشان از اسم اعظم
- شمارهٔ ۱۱۲ — همی بداد زر و گنج سیم وی بخرید
- شمارهٔ ۱۰۷ — برآمد بامدادان مهر روشن
- شمارهٔ ۱۱۰ - چکامه — وقتی پسرم عیسی را که آنوقت دو سال و دو ماه از سنش گذشته بود از جانب کارگذاران حضرت اقدس ولینعمت روحی فدا خلعت استیفاء بدادند در پاداش چاکری من زیرا که کودک مهد که زبان پدر و مادر نیک نیاموخته استیفاء و دبیری هیچ نداند که چیست و بزرگان کار شگرف بنااهل
- شمارهٔ ۱۰۸ — مردی بر آن سزد که کند عزم را متین
- شمارهٔ ۱۰۶ - چکامه — مرد چو باشد بوقت کار هراسان
- شمارهٔ ۱۱۱ - چکامه — روز یکشنبه دویم ماه ربیع الثانی سال یکهزار و سیصد و هشت بود که خدایگانم با همراهان چون جناب اجل ساعدالملک و نواب والانصرة الدوله و خانبابا خان قاجار و دیگران که هم بشمار بزرگان میرفتند در ارومی بخانه امیرالامرای آن سامان بمهمان آمدند و آن مرد کسی است
- شمارهٔ ۱۰۹ - در نکوهش حسودان — خرد پیر گفته بود که من
- شمارهٔ ۱۱۷ — بماند نام کسان از دو چیز جاویدان
- شمارهٔ ۱۱۸ - چکامه — طهماسب خداوند راستین
- شمارهٔ ۱۱۶ — ای مانده دیر در سفر و دور از وطن
- شمارهٔ ۱۱۵ — ببال ای تخت افریدون بناز ای تاج نوشروان
- شمارهٔ ۱۲۰ - در نکوهش بعضی از وزرای وزرانگیز آغاز مشروطیت — به ایران از اروپا گشت روشن
- شمارهٔ ۱۱۹ - مرثیه — فغان ز گردش این چرخ کوژپشت کهن
- شمارهٔ ۱۱۳ - چکامه — وقت خروش خروس و بانک مؤذن
- شمارهٔ ۱۱۴ — ای خزیده درین سرای کهن
- شمارهٔ ۱۲۱ — برآمد بانگ یا بشری به گردون
- شمارهٔ ۱۲۵ — ز اصل پاک و نژاد بلند و طبع نکو
- شمارهٔ ۱۲۲ — دو ماه چارده امشب بطالع میمون
- شمارهٔ ۱۲۳ — بگشود باغبان در فردوس در چمن
- شمارهٔ ۱۲۴ - قطعه — از دو چشمم آب یکسر گشته جاری خون ز یکسو
- شمارهٔ ۱۲۶ — به نوروز از نسیم عنبرین بو
- شمارهٔ ۱۲۷ — آفتاب آمد سریر آسمان را پادشاه
- شمارهٔ ۱۲۸ — باد نوروزی ز روی گل نقاب انداخته
- شمارهٔ ۱۳۰ - المطلع الثانی — ای بر کمر زنار سان زلف چلیپا ریخته
- شمارهٔ ۱۲۹ — تا ساقی میخوارگان، در جام صهبا ریخته
- شمارهٔ ۱۳۶ — مرا به روز غدیر آن پریوش دلخواه
- شمارهٔ ۱۳۳ - نکوهش نجدالسلطنه — در خراسان میرزا صدرای نجدالسلطنه
- شمارهٔ ۱۳۱ - المطلع الثالث — آمد به صد شوخی ز در ترکی که خونها ریخته
- شمارهٔ ۱۳۵ - در تسلیت فرماید — نگار من تن سیمین خود برخت سیاه
- شمارهٔ ۱۳۴ - در ذم وزیر داخله — هر که می بینی تو برگرد وزیر داخله
- شمارهٔ ۱۴۲ — طوبی و همایونا کاندر صف دنیا
- شمارهٔ ۱۳۸ - حکایت — گویند از خراسان شد تاجری روانه
- شمارهٔ ۱۳۷ — تبارک الله از این نغزنامهٔ دلخواه
- شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح محمد ولیخان نصرالسلطنه — تا که روز از هفته و هفته ز مه ماه از سنه
- شمارهٔ ۱۴۳ — قصه گیسوی لعبتان طرازی
- شمارهٔ ۱۴۰ — ای دل چو ز تن کاهی در جان بفزائی
- شمارهٔ ۱۴۴ — ماه رمضان بنهفت آن چهره نورانی
- شمارهٔ ۱۴۱ — این چکامه را در بیست و پنجم محرم یکهزار و سیصد و هشت در باغ زرنق ملک جناب مستطاب حجة الاسلام حاجی میرزا جواد آقای مجتهد تبریزی سلمه الله تعالی ساختم در اینروز جناب مستطاب اجل امیر نظام دام اجلاله با جناب ساعدالملک و نواب نصرة الدوله و جناب مستطاب نظا