شمارهٔ ۱۰۵ - تاریخ وفات میرزا حسینعلیخان فرزند نظام السلطنه ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
سخت باشد خزان سرو و سمن
خاصه در چشم بلبلان چمن
ای دریغا که شام تیره ما
بغم و غصه بود آبستن
نوجوان میرزا حسین خان آنک
داشت خوی بدیع و خلق حسن
تنش آراسته بفضل و کمال
مغزش انباشته بدانش و فن
پدر پیر را ز داغش خاست
از جگر دود و از سرا شیون
در فراقش نظام سلطنه گشت
جفت انده اسیر بیت حزن
عیش را برگسست رشته انس
صبر را بر درید پیراهن
آنکه چشم وطن برویش بود
همچو چشم منیژه بر بیژن
وطن از ماتمش فشاند خون
بر رخ از دیده چون عقیق یمن
زین سبب گشت سال تاریخش
باز بروی گریست چشم وطن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به غم و اندوهی که در فصل خزان بر دل بلبلان و دوستداران وطن وارد شده، اشاره میکند. او نگرانی و افسردگی ناشی از فقدان نوجوانی به نام میرزا حسین خان را توصیف میکند که دارای نیکویی و کمال بود. پدر او از داغ این جوان رنج میبرد و در فراقش ناله میکند. وطن نیز از این اندوه غمگین است و اشک میریزد، به گونهای که خون بر چهرهاش میریزد. در نتیجه، سالها به یاد او عزاداری میکند و چشمان وطن همچون گلوگاه اندوه، بر فقدان او میگرید.