شمارهٔ ۹۹ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان
آسیب و درد یافته پای خدایگان
ای شهریار عادل و دارای دادبخش
ای شهسوار باذل و میر جهان ستان
تو پا بچشم چرخ نهادی از آن سبب
آسیب دید پای تو از چشم فرقدان
یا خواست آسمان که ببوسد رکاب تو
شد خسته پایت از اثربوس آسمان
سوگند باسر تو که از درد پای تو
باشد مرا شراره به دل نیشتر بجان
خواهم بپایمردی دعوت که کردگار
بخشد بلای پای تو بر فرق بندگان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و آسیب پای شهریار عادل و بزرگ سخن میگوید. او توضیح میدهد که آسیب پای پادشاه به دلیل برخورد با چرخ فلک (سرنوشت) است. شاعر به عظمت و مقام شهریار اشاره کرده و ابراز همدردی میکند. او حتی سوگند میخورد که این درد بر دلش اثر گذاشته و آرزو میکند که بلای پای پادشاهی بزرگ بر سر بندگان نازل نشود. به طور کلی، شعر نوعی ابراز وفاداری و همدردی با پادشاه و نگرانی از سرنوشت اوست.