شمارهٔ ۱۱ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
لسان را سحر در طی لسانست
مه و خورشیدش اندر طیلسانست
عروس فضلش اندر حجله طبع
چو در فردوس خیرات حسانست
لسانا ای که کلک در فشانم
بمدحت جاودان رطب اللسانست
توئی آنکس که تیغ خامه ات را
دل سنگ پریرویان فسانست
نمی پرسی نشان از حال بیمار
که روزش چون و حالش بر چه سانست
مشو در شام تار از روز نومید
که نومیدی شعار ناکسانست
بسان کوه آهن دل قوی دار
که ایزد بنده را روزی رسانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و قدرت زبان اشاره دارد و آن را به سحر تشبیه میکند. شاعر به فضل زبان که در دلها اثر میگذارد و عمیقاً بر احساسات تأثیر میگذارد، اشاره میکند. او همچنین به امید و قوت دل اشاره میکند و از ناامیدی پرهیز میدهد. شاعری که میخواهد به ستایش بپردازد، باید با زبانی قوی و دلیر حرف بزند و از خداوند میخواهد که روزی را برای بندگانش فراهم کند. در کل، این شعر به اهمیت زبان و امید در زندگی میپردازد.