شمارهٔ ۱۴ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
مطرب ساوجبلاغ زاغ و کلاغ است
بربط و طنبور آن صدای الاغست
شوره گز و تنگز و سپند و شتر خار
سرو و گل و یاسمین و لاله باغست
در بر صحرا ز برف دیبه اکسون
در شب یلدا ز چشم گرگ چراغست
هرکه به ساوجبلاغ کرد اقامت
چون نگری مبتلا بخبط دماغست
حاکم ساوجبلاغ روز و شب از حرص
مال کسان را بجستجوی و سراغست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره وضعیت و ویژگیهای ساوجبلاغ است. شاعر با استفاده از تصاویری از زندگی روزمره و طبیعت این منطقه، به توصیف آن میپردازد. او به تضادهای موجود در این مکان اشاره میکند و از صداها و منظرههای طبیعی گرفته تا مشکلات اجتماعی و اقتصادی، مانند حرص و طمع حاکم که به جستجوی مال مردم مشغول است، صحبت میکند. در نهایت، اشارهای به تأثیر اقامت در این منطقه بر روی ساکنان آن میشود که آنها را دچار مشکلاتی میکند.