شمارهٔ ۱۲ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ابوالفتح اسکندری گفته است
کلامی بلفظ دری گفته است
مپندار کز گفته آدمی است
که این داستان را پری گفته است
ابوالفتح اسکندری این کلام
به نطق و بیان حری گفته است
چنین شعر موزون و سحر حلال
به اعجاز پیغمبری گفته است
ازین خوبتر نیز داند سخن
که این گفته را سرسری گفته است
هر آنکس که تکذیب ما را کند
فسونش مخر کز خری گفته است
اگر قورمه ترش شد سبزیش
خدا تره و جعفری گفته است
بهشت است آنجا که حق فرش آن
ز استبرق و عبقری گفته است
همانند من شعر تشبیب و مدح
کجا سعدی و انوری گفته است
وگر نوحه خوانی کنم همچو من
کجا بیدل و جوهری گفته است
مرنجان مرا از خود ای بدسگال
مگر مرحب جبیری گفته است
و یا نعمتی بوده است آن جناب
مرا دشمنم حیدری گفته است
مقامم ز خورشید والاتر است
چرا حاسدم مشتری گفته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ابوالفتح اسکندری در این شعر به زیبایی و فصاحت کلام خود اشاره میکند و میگوید که آثارش از نامهای بزرگ ادبی چون سعدی و انوری فراتر است. او به همه میفهماند که اگر کسی سخنانش را انکار کند، ارزشش کمتر از سخنی بیمعنی است. اسکندری به توصیف بهشت و ویژگیهای آن میپردازد و به مقام بلند خود نسبت به دیگران اشاره میکند. در کلیت، شعر او نمایشگر تواناییهای ادبی و ذهن خلاق اوست.