شمارهٔ ۳۵ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر زمان غره شوال ز در بازآید
فال نیکی است که از دور قمر بازآید
عید باز آمد و ماه رمضان رفت ولیک
آمده باز رود رفته ز در بازآید
عادت روزه بر این است که چون شد به سفر
بعد یک سال هلالی ز سفر بازآید
سببی ساز خدایا که دگرباره ز در
آن مبارک شب و فرخنده سحر بازآید
رمضان شاهد صاحب نظران است ولی
ماه شوال نکوتر بنظر بازآید
خاصه آنروز که این بنده بدرگاه ملک
با یکی دفتر از ابیات غرر بازآید
گوهر افشاند در پای ولیعهد ز شعر
دامن آکنده به یاقوت و گهر بازآید
ای ملک عید فروزنده ی اسلام توئی
وین بشارت بتو از خیل بشر بازآید
زاده شاه همانند پدر خواهد شد
پور آزاده به هنجار پدر بازآید
عنقریبا که ز شاهان جهان جمله ترا
رایت و پرچم و دیهیم و کمر بازآید
خسروا بنده غلامیست که روزی صدبار
گر برانیش ز در بار دگر بازآید
سرش ار بری سوی تو بجان ره سپرد
پایش ار بندی سوی تو بسر بازآید
اندرین درگه والا بامید آمده باز
نز پی خواسته و نعمت و زر بازآید
خواهم از حق که به هرجا سپری ره ز پیت
فتح و فیروزی و اقبال و ظفر بازآید
هر کجا باشی اقبال در آنجا باشد
هر کجا آیی دولت به اثر باز آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر اشاره به بازگشت ماه شوال و پایان ماه رمضان دارد. شاعر با انجام روزه در ماه رمضان و تمایل به خوشیهای عید شوال، دعا میکند که فرصتی دوباره برای ورود به این ماه مبارک فراهم شود. او بیان میکند که عید نمادی از نور و شادی در اسلام است و امید دارد که در این ایام، نعمتها و برکات الهی به سوی او سرازیر شود. در نهایت، شاعر ابراز میکند که هر جا برود، با خود اقبال و شانس را خواهد آورد و به هر ناکامی که بر بخورد، دوباره موفقیت و پیروزی را تجربه خواهد کرد.