شمارهٔ ۳۸ - در نکوهش رشوه ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
امجدی در رشوه خوردن اهل جد شد
همزه اش را در دلش کردم مجد شد
باد رحمت دائما بر اعتقادش
زانکه او قلبا برحمت معتقد شد
اشتها موجود و استعداد فاقد
پارتی بازی درآمد مستعد شد
معتمد بداعتماد خلق بر وی
خورد مال جملگی را معتمد شد
مجتهد هم مفتی و هم مفت خور بد
در زمان پول دادن مجتهد شد
مستبد در ابتدا بدمست بوده
مقعدش وارون کردم مستبد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد رفتارهای نادرست و فساد در جامعه میپردازد. شاعر به بررسی پدیدههایی مانند رشوهخواری، خیانت، و سوءاستفاده از مقام و اعتبار میپردازد. او به تمسخر شخصیتهایی اشاره میکند که به خاطر منافع مالی از اصول خود عدول میکنند و به فاسدترین روشها روی میآورند. در این متن، دروغگوها و متقلبها به عنوان افرادی که با شهرت و مقام خود در حال سوءاستفاده هستند، به تصویر کشیده شدهاند و در نهایت نشان میدهد که این رفتارها به فساد و تباهی اجتماعی منجر میشود.