شمارهٔ ۶۴ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
داد فرخ فر پسر را شاه تاج بخش
آبگون تیغی ز گوهر با فروغ و با درخش
نو عروسی تن ز خارا کرده رخت از پرنیان
چادر از زرسره گلگونه از لعل بدخش
دولتش کابین هنر مشاطه ملکت خوابگاه
دانش آیینه کرم زیور شجاعت حظ و بخش
قطره ای از موج او صد رود جیحون کرده غرق
شعله ای از برق او صد کوه قارون کرده پخش
مهر تابانست شاه و ابر آبانش پسر
مهر تابان ابر آبان را فرستاد آذرخش
تا کند با دشمنان ملک و دین در روزگار
آنچه کرد اندر صف توران زمین سالار رخش
ای ولیعهد جوان امروز با شمشیر شاه
خنجر بهرام بستان افسر کیوان بخش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، فرخ فر، پسر شاه تاج بخش توصیف شده است. او با تیغی درخشان و زیبا شبیه به طلا، به عنوان یک جوان نیکوپوش و با شکوه معرفی میشود که لباسهای گرانبهایی به تن دارد. شاعر به هنر و دانش او اشاره میکند و او را به عنوان نشانهای از شجاعت و قدرت توصیف میکند. همچنین، او را به مهر و آفتاب تشبیه کرده و از او به عنوان ولیعهد جوان یاد میکند. در انتها، به تلاشها و نبردهای او در راستای دین و کشور اشاره میشود.