شمارهٔ ۶۳ - در وصف پرنس ارفع الدوله ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
بنور عقل نخستین و ذات موجد دانش
به باب حکمت و محراب علم و مسجد دانش
که چون مؤید عدل است دانش از در حکمت
خدای جل جلاله بود مؤید دانش
امیر نویان والاپرنس ارفع دولت
که هم مؤسس عدل است و هم معهد دانش
بقول حجت ظاهر بذات طیب و طاهر
بعزم غالب و قاهر برأی مرشد دانش
بلعل کان بدخشان بچهره مهر درخشان
بفضل نایب عمل بعقل سید دانش
شکر ربوده حلاوت ز منظر شکرینش
گهر گرفته طراوت ز طبع جید دانش
مجو بواسطه عقد فضل و شمس قلاده اش
جز آن کسی که شد از جان و دل مقلد دانش
چو در وزارت عدلیه دست یافت تو گفتی
که گشت عدلیه بیت کمال و مولد دانش
«امیری » از پی تاریخ این اساس رقم زد
«نهال عدل نروید مگر ز مورد دانش »
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره ارتباط علم و حکمت با عدالت و نقش دانش در رهبری عادلانه سخن میگوید. شاعر به تعریف ویژگیهای یک حاکم عادل و عالم میپردازد که هم مؤسس عدالت و هم فضا ساز برای علم و دانش است. از فردی با عنوان "امیر نویان" یاد میکند و بر اهمیت محوریت علم در تحقق عدالت تأکید میکند. همچنین از تأثیر علم بر ایجاد تمدن و رشد عدالت در جامعه سخن میگوید و میخواهد نشان دهد که بدون علم و دانش، عدالت نمیتواند به درستی ظهور کند. در نهایت، اشاره دارد که تاریخ نشاندهنده تأثیر علم بر عدالت است و عدالت تنها از پایههای علم به وجود میآید.