شمارهٔ ۹۲ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
کاول قدم از عمر گرانمایه گذشتم
اندر طلب روی تو در دوزخ محنت
چون عابد گریان پی نادیده بهشتم
حسن تو چنان کوس طرب کوفت در آفاق
کز بام درافتاد به غوقای تو طشتم
خاک رهت از خون بصر گل کنم امروز
کز این گل پاکیزه سر شیشه سرشتم
تا روز دیگر کز سر خاکم بدمد خشت
امروز خط دوست بود سبزه کشتم
گیسوی خیالت به هوس بافتم ای وای
در گردنم افتاد همین دام که رشتم
اندر سر کوی تو من ای قبله عشاق
آسوده ز فکر حرم و دیر و کنشتم
پروانه صفت سوختم از آتش عشقت
بگذشت زسر آب وز پیمان نگذشتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شدت تحت تاثیر عشق و احساساتش قرار دارد. او اشاره میکند که برای رسیدن به معشوقش از تمام سختیها و دردها عبور کرده و حتی در دوزخ محنت نیز در جستجوی اوست. حسن و زیبایی معشوقش او را به وجد آورده و در عین حال به او حسرت و درد میدهد. شاعر آماده است که برای عشقش از سر و جان مایه بگذارد و با یادآوری لحظات عاشقانهاش به سر میبرد. او به طور کلی از دغدغههای روزمره و مسائل دنیا فاصله گرفته و در عالم عشق غوطهور است.