نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۴ - در زیر عکس جناب منتظم الدوله آقای مصطفی قلیخان فیروزکوهی نوشتم ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

منتظم الدوله فیروز بخت

داور گردون فر کیوان شکوه

یافت چو مه ماهچه رایتش

کرسی فیروزه ز فیروزه کوه

اختر فیروز مرا ره نمود

در بر آن خواجه دانش پژوه

عکس رخش بر ورق انداختم

با صفی از ناموران همگروه

تا که شود خیره ز نورش عیون

تا که شود تیره ز رویش وجوه

تا ابد از دست دل و دست او

خوشد و جوشد دل دریا و کوه

جودی و مهلان بر حلمش سبک

قلزم و جیحون ز کفش در ستوه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به وصف شخصیت والای منتظم الدوله فیروز بخت می‌پردازد و او را به عنوان داوری بزرگ و بارز معرفی می‌کند. ویژگی‌های او مانند رایت، کرسی فیروزه‌ای و نورانیت چهره‌اش باعث شده که مورد توجه و احترام دیگران قرار گیرد. شاعر با اشاره به زیبایی و دانش این شخصیت، به تأثیرگذاری او بر اطرافیان و همچنین طبیعت (دریا و کوه) اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق و شگفتی او فراتر از زمان است. در نهایت، ایستادگی و حلم این شخصیت را در برابر چالش‌ها و مشکلاتی که به او تحمیل می‌شود، می‌ستاید.