شمارهٔ ۱۶۶ - زوال نایب السلطنه قرا گوزلو ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
نایب السلطنه آن کز سیرتش
صدق فرسوده ادب نالیده
هوش اصحاب هنر فرسوده
گوش ارباب خرد مالیده
آتشی نی که نیفروخت به دهر
فتنه ای نیست که نکالیده
خارخار پلتیکش چون سرو
در چمنزار جهان بالیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف شخصیت نایب السلطنه میپردازد. او به صداقت و ادب نایب السلطنه اشاره میکند که ممکن است فرسوده و ناتوان شده باشد. همچنین به فرسودگی هوش و هنر اطرافیان او و تأثیر آن بر عقل و خرد آنان اشاره میشود. شعلهای که نایب السلطنه در دهر به پا نکرده، نماد بیتحرکی و عدم اثرگذاری اوست. در نهایت، به گسترش و روزگار پلتیک او بهمانند سروی در چمنزار جهان اشاره میشود که نشاندهنده رشد و بالندگی در عرصه سیاست است.